آتاکسی
خوب بگرد، خوب بگرد لای برگه برگه های ورق خورده زندگی آینده ام لای برگ برگ های پاییزی که خش خشکنان روی من راه می روند لای شعر شعر واژه هایم خوب بگرد لای خاطرات نیمه کاره ته گنجه ی ته انباری لای صدای چکش های بی تلاطمی که به مغزم می کوبد بوم بوم بوم... لای حرف هایی که هزار بار در اعماق این مغز پر پیچ و خم پیچیدو پیچیدو راه به گفتن باز نکرد لای نفس های هنوز نکشیده ام خوب بگرد لای نامه های پست شده به تهاتوی ذهنم لای سال های من لای ماه ها ، دقایق و ثانیه های من لای دل های شکسته و لای آنچه داده ها و آنچه گرفته ها لای قطره قطره ... لای تنهایی ها و بیگانگی های من خوب بگرد من ع ش ق را گم کرده ام... یارا راد
